| تعداد نشریات | 6 |
| تعداد شمارهها | 122 |
| تعداد مقالات | 1,556 |
| تعداد مشاهده مقاله | 1,660,433 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 1,550,021 |
اثر همافزایی تمرین هوازی و ویتامین D₃ بر sFasL ،sFas و نسبت آنها در بافت کلیه رتهای نر دیابتی | ||
| مطالعات کاربردی تندرستی در فیزیولوژی ورزش | ||
| مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از تاریخ 07 تیر 1405 | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی Released under (CC BY-NC 4.0) license I Open Access I | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22049/jahssp.2026.31423.1810 | ||
| نویسندگان | ||
| علیرضا آئینی1؛ ابوذر جوربنیان* 1؛ حمید اراضی2؛ محمد رحمان رحیمی3؛ پیام سعیدی1 | ||
| 1گروه فیزیولوژی ورزشی، دانشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران. | ||
| 2گروه فیزیولوژی ورزشی، دانشکده علوم ورزشی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران. | ||
| 3گروه فیزیولوژی ورزشی، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران. | ||
| چکیده | ||
| چکیده زمینه و هدف: دیابت نوع ۲ (T2D) یک اختلال متابولیکی است که میتواند عملکرد کلیه را تحت تأثیر قرار دهد. هدف این مطالعه بررسی اثرات تعاملی تمرین هوازی تداومی با شدت متوسط (MICT) و ویتامین D₃ بر عملکرد کلیه در رتهای مبتلا به T2D بود. روش پژوهش: چهل سر رت نر ویستار (۸ هفته، وزن ۲۵۰–۳۰۰ گرم) پس از دوره سازگاری، به گروههای رژیم غذایی معمولی (n=8) و پرچرب (n=32) تقسیم شدند. T2D با ۶ هفته رژیم پرچرب و یک نوبت تزریق استرپتوزوتوسین القاء شد. سپس رتها به پنج گروه هشتتایی تقسیم شدند که شامل کنترل سالم، کنترل دیابتی، دیابت با تمرین هوازی، دیابت با تزریق ویتامین D₃ و دیابت با تمرین هوازی و تزریق ویتامین D₃ بودند. MICT به مدت ۸ هفته (دویدن ۳۰–۶۰ دقیقه، با شدت ۵۵–۶۵٪ حداکثر سرعت دویدن) و ویتامین D₃ از طریق تزریق زیرجلدی، با دوز ۱۰,۰۰۰ IU/kg، یکبار در هفته تجویز شد. در پایان، سطوح سرمی گلوکز، انسولین و پروتئینهای کلیوی sFas و sFasL اندازهگیری شدند. یافتهها: در گروه کنترل دیابتی، در مقایسه با گروه کنترل سالم، سطوح sFas و نسبت sFas/sFasL بهطور معنیداری بالاتر و سطوح sFasL پایینتر بود (P < 0.001)، که بیانگر فعالسازی بیشازحد آپوپتوز است. همچنین، پس از 8 هفته MICT، در گروههای تمرینی نسبت به گروه کنترل دیابتی، سطوح sFas و نسبت sFas/sFasL بهطور معنیداری کاهش و سطوح sFasL افزایش یافت. بیشترین کاهش آپوپتوز در گروه تعاملی مشاهده شد (P < 0.001). علاوه بر این، این مداخلات موجب تعدیل سطوح سرمی انسولین، گلوکز و شاخص HOMA-IR گردید. نتیجهگیری: T2D موجب افزایش فرآیند آپوپتوز در بافت کلیه میشود. بهکارگیری MICT همراه با ویتامین D₃ باعث بهبود عملکرد کلیه و کاهش آپوپتوز در رتهای دیابتی گردید. این نتایج نشان میدهد که ادغام این دو مداخله میتواند راهبردی مؤثر برای کاهش عوارض کلیوی ناشی از دیابت فراهم آورد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| آپوپتوز؛ آنتیاکسیدان؛ استرس اکسیداتیو؛ کولهکلسیفرول؛ نفروپاتی دیابتی | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 2 |
||